حسن حسن زاده آملى

18

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

چنان كه ابن نديم كتابهاى حنين بن اسحاق عبادى را علاوه بر كتابهايى كه حنين ترجمه كرده است ، يا ترجمه را اصلاح كرده است بيست و نه كتاب از تأليفات حنين را نام برده است ، و قفطى بيست و شش كتاب ، و ابن ابى اصيبعه يكصد و شصت كتاب ، و برو كلمن چنان كه در شماره مجله معارف اسلامى ص 66 آمده است يكصد و هشتاد و هفت كتاب . حسين بن معين الدين ميبدى در فاتحه نخستين فواتح شرح بر ديوان منسوب به اميرالمؤمنين على عليه السلام گويد : ابو نصر فارابى تصنيف بسيار كرد ( ص 14 ط 1 ) ، و ابن خلكان در وفيات دو كتاب وى را نام برده است : يكى احصاء العلوم ، و ديگرى السياسة المدينة . آن گويد تصنيف بسيار كرد ، و اين دو كتاب را از وى نام مى برد . هر يك از ارباب تراجم بر آنچه از مؤلفات مؤلفان دست يافته اند و آگاهى داشته اند نوشته اند . بخصوص كه ابن خلكان در وفيات گويد ( ج 2 ط 1 ص 191 ) : و كان اكثر تصنيفه فى الرقاع و لم ينصف فى الكراريس الاالقليل . فلذلك جاءت اكثر تصانيفه فصولا و تعاليق ، ويوجد بعضها ناقصا منثورا . و در كتب تذكره و معاجم چه بسيار براى ما پيش آمد كه كتابهاى مؤلفى را صاحب يك تذكره و معجم ذكر نكرده است و بدان آگاهى نيافته است ، و ديگرى آگاهى يافته و نام برده است . حاجى خليفه در كشف الظنون اگر چه اشتباهاتى دارد ، ولى در تصديق و تحكيم گفتارش كه آن چنان به صراحت و بدون ترديد در انتساب فصوص به فارابى سخن گفته است كافى است . و نيز چون ميرداماد و صدرالمتألهين و متأله سبزوارى در تأليفاتشان مكرر در مكرر فصوص را از فارابى دانس‌ته اند و نام برده اند ، و بدون شك و ريب به دو نسبت داده اند . و نمى توان گفت كه مستند نقل مير و آخوند ، كشف الظنون بوده است . زيرا كه مير در سنه 1041 هدر گذشت ، و صدرالمتالهين در 1050 ه ، و چلبى در 1068 ه . وانگهى اميراسماعيل شنب غازانى در 894 در گذشت ، و در ابتداى